آزاد

شما که غریبه نیستید


ریاضی مهندسی

یادتونه یه جیک جیک داشتم؟ نوشته بودم که سر این کلاسه هیشکی رو نمی‌شناسم! همشون سال‌های پایین‌ترن. 

الان به نظرتون سر این کلاس که همشون سال پایینی‌اند و فقط دو نفر منو می‌شناسن اونجا که یکیش دخترس و اون‌یکیش رفیقش، برم؟ خواستگاری و اینا هم که در جریانید؟ یا بگم دوباره؟

پ.ن: بعد نیم ساعت از تو فکر در میام و به خودم میگم ای وای! تو دوباره بستی رو اینکه خودتو بدبخت کنی؟ فکر نکن به این دختره! اه...

پ.ن: خب معمولیش اینه که من برم دنبال شغل و سربازی بعد برم سراغ خواستگاری. نه؟ من که اینجوری فک نمی‌کنم! ولی شاید مجبورم که بهش عمل کنم. دارم رزومه درست می‌کنم واسه چند تا شرکت بفرستم! فقط منتظر دوشنبه‌ام.

پ.ن: یه قولی به یه بنده خدایی داده بودم! اینجا می‌نویسم که هنوز یادمه ولی فرصت نکردم. فردا ان شاء الله بعد دو ماه می‌رم گلزار شهدا و کار شما رو هم پیگیری می‌کنم!

پ.ن: کسی نمی‌دونه چطوری باید وزن کم کرد؟ :دی چنادین کیلویی اضافه وزن دارم

پ.ن: فلسفه‌ی زیاد شدن پی‌نوشت‌ها از متن اصلی رو نمی‌فهمم هیچ‌وقت!

شما چندتا وبلاگ دارین حدودا ؟؟؟ 
چرا نباید برین کلاس ، دلیل فرار کردنتون منطقی نیست؟؟؟ 
پ. ن:معمولا آقایون این مدلی فکر نمیکنن، اما نهایتا همین راه رو انتخاب میکنن. 
پ. ن:کمتر غذا بخورین
یک، یکی قبلا بود که تغییر نام دادم!!!
خب نمی‌خوام ببینمش، بعدم برم که نمیتونم به درس گوش بدم، چه فایده
پ.ن: باش :دی
من نمی‌دونم ترم چندین ولی فارغ از قضیه‌ی خواستگاری و اینا، هرچه زودتر برین دنبال رزومه دست کردن و کار قطعا به نفعتونه :)
آره خیلی لازمه به نظر خودم هم
به نظرم نرفتنتون تاثیرات منفیش بیشتر هست. 
 اگر این خانوم یک درصد فکر کنن به خاطر ندیدن ایشون غیبت کردین ممکن هست خود‌شون رو از شما برتر بدونن یا اینکه شما رو یک فرد ترسو تصور کنن که برای حرفای خودتون هم ارزشی قائل نیستین
رفتن شما یعنی تو تصمیمتون مصمم هستین 
به  نظرم حتی اگر نمیتونین تمرکز کنین، باز هم نمادین حواستون به درس باشه و توجه خاصی به ایشون نکنین
شما رفتین در کمال صداقت با دوستشون صحبت کردین نمیدونم چه جوابی دادن به شما،ولی مطمئنا ایشون الان از این موضوع خبر دارن، هر چی شما به ایشون بیشتر و غیر معقول تر توجه کنین، احتمالا واکنش های منفی تری همراه داره
خیلی منطقیه ولی شاخصه‌ی خواستن من بالا نمی‌ره اینطوری؟! بیشتر غرق نمی‌شم؟!
حقیقتا متوجه منظورتون نشدم
اما میدونم در بدترین حالت ممکن اگر جواب منفی بگیرین، هم غرورتون حفظ شده، هم آبرو و اعتبارتون چون کسی از ماجرا خبر نداره
اما اگر به این رفتارتون ادامه بدین نه تنها بقیه هم متوجه میشن بلکه اگر جواب منفی بشنوین علاوه بر حرف های پشت سرتون ، میگن شاید شما مشکل داشته باشین(با توجه به تعریف خودتون ظاهرا ایشون دختر مودب و باوقاری هستن، پس برای ایشون نمیتونن ایراد خاصی در نظر بگیرن) و از همه مهمتر در نظر دیگران یک شخص شکست خورده تلقی میشین که اگر بخوایین این قضیه رو فراموش کنین یا از یک نفر دیگه خوشتون بیاد با توجه به دونستن بقیه و یاداوری دائم، یک مقدار سخت میشه کارتون
اوه! اوه اوه اوه!
درچه رشته مهندسی دارین تحصیل میکنین؟
کامپیوتر
ریاضی مهندسی سخته؟
سربازی رو که باید بری :/
مزخرف است!
متاسفانه :(
من محترمانه سکوت میکنم
نظرات قبلیتون منو شوکه کرد... فک نمی‌کردم اینقد نرفتن من تاثیر داشته باشه
سلام!
نمیدونم شما رفتید یا نه . 
اما اگه من بودم، احتمال۹۰%نمیرفتم!(:

در مورد وزن کم کردن،یا بروید پیش متخصص!
یا یه نگاه به رژیمای نت بیندازید(نگین یه روزایی از رژیم کتوژنیک حرف میزد ک نمیدونم چیه ولی گویا بسیار موثره!) پیاده روی کنین(: و به قول مبهم کم غذا بخورید.مخصوصا شبا(مثلا تو حالت خواب و بیداری ۳ نصف شب تخمه نخورید:دی) 
و در مورد پ ن ها
من اکثر مطآلبمو تو پ ن هام میگم فکر کنم محترمانه تره جای متن اصلی چندتا نقطه بزارم(ک فلسفی و رمز الود هم جلوه کنه!) بعد تو پ ن ها حرفامو بزنم!(:
۳ دفعه نظرمو نوشتم پاک شد):
سلام. نه نرفتم، چرا؟!

خواب و بیداری هم حسابه؟! :دی
اینکه چرا نمی رفتم؟
خب احتمالا(عای ام وری حساس): )
یاد خیالاتم می افتادم و اذیت میشدم(هرچند این یه جورایی ضعف محسوب میشه ولی چه میشع کرد)
و یکم فرصت میدادم به خودم بعد دوباره در صحنه حاضر میشدم<_<

خواب و بیداری بدتره(:
واقعا چه میشه کرد!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
افکار یک دانشجوی کورد مهندسی :)
Designed By Erfan Powered by Bayan