سایه‌های انسان‌ها زندگی سختی دارن

فک کن! همیشه باید با یک نفر باشی!

هیچ‌وقت نمی‌تونی سایه‌ی شخص دیگه‌ای بشی!

همیشه حیاتت به نور وابسته‌ست!

همیشه درگیر زمین و دیوار و اجسامی و هیچ‌وقت معنی تعلیق رو نمی‌فهمی...

خسته می‌شی از بس بزرگ و کوچیک می‌شی!

همیشه تهی هستی و هیچ‌کی نمی‌تونه تو رو بغلش بگیره و زار‌زار باهات گریه کنه

اما خدا نکنه عاشق یه سایه‌ی دیگه بشی...!!!

اونوقت هر روز دعا می‌کردی که آدمت بره با آدمش حرف بزنه و پا در میونی کنه که سایه‌ها به هم برسن.

پ.ن: و بسیار خواب می‌آید مرا...