پنجشنبه تولد یکی از بچه‌ها بود، بهش گفتم که من یه راز میگم واست تو هم یه راز به من بگو!

من گفتم بهش. اونم گفت. گفت که:

پارسال طرفای دی ماه، که پروژه‌های پایان ترم بود، با هم تو اتاق تنها بودیم. طرفای ساعت سه و چهار در حالی که خواب آلود بودی و داشتی در همون حین تخمه میشکستی، یه سری حرفها زدی که من ضبط کردم.

در واقع واکنش من این بود که: من؟ پارسال؟ سه نصفه شب؟ حرف؟ تخمه در حین خواب آلودگی؟!

پس در نظر داشته باشید که صوت ارسالی همانطور که برای شما جدید است، برای من هم جدید است و بنده اطلاعاتی از آن شب کذایی ندارم!!!

خیلی دقت میخواد گوش دادنش. اولاش هم واضح نیست معلوم نیست چی گفتم!

زیاد تو بحرش نروید که خودم هم نمیدونم چی گفتم!