امیدوارم عاقبتم مثل اون خواننده‌ی راک نشه که به خاطر سوز پیدا کردن صداش، تظاهر به عشق زیباترین دختر دانشگاه کرد تا مثلاً شکست عشقی بخوره, ولی واقعا عاشق شد، واقعا شکست خورد، واقعا سوز صدا پیدا کرد ولی تهش دلش تا ابد اسیر شد، بخاطر شهرت...

در واقع اون تظاهر همون موقعی که پست نوشته شده بود شروع شد. اما نه برای خواننده شدن، برای نوشتن! اسمش رو هم قرار بود بذارم «یک دنیا، یک مرد، یک عشق»! داستان تا یه جایی کاملا بر اساس واقعیت بود. ولی از یک جایی به بعد که قرار بود سناریو خودم رو بنویسم نشد! مثل همون راک‌استار شدم، گرفتار! اسیر شدم و حتی همون سوز صدا رو هم پیدا نکردم! شاید پیدا کردم ولی هیچوقت به منصه ظهور نرسید! فقط در حد چند تا دست نوشته... مثل این می‌مونه که شما دلتون رو بفروشید و جاش یه چند تا آب‌نبات چوبی بگیرید...

#اقتباسی_از_راک_استار