آزاد

شما که غریبه نیستید


پنج پرده‌ی اول

پرده‌ی اول(کافه):

- تو که نمی‌بینی!!! چطور میای کافه؟ چه فرقی میکنه واست خب! همون گوشه خونه‌ خودت بشین به خانومت بگو واست قهوه درست کنه. تازه ارزون‌تر هم پات می‌افته.

+ خانوم ندارم

- خب مستخدم بگیر. چیزی که زیاده نیروی کار!

+ چرا واسه شما مهمه؟

- آخه داری پول اضافه میدی دلم می‌سوزه خب! داری اینجا پول دیدن دکوراسیون و فضای داخلشو میدی، در حالی که نمیتونی ببینی!

+ خب شما بگید اینجا چطوریه تا من ببینم!

- نمیشه که. یعنی نمیتونم. رنگا رو چی بگم؟ اصلا میدونی نارنجی چه رنگیه؟ یا آبی؟

+ این دیگه مشکل شماست!

افکار یک دانشجوی کورد مهندسی :)
Designed By Erfan Powered by Bayan